سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
324
طب در دوره صفويه ( فارسى )
كه برداشتن غده را نشان مىدهد « 8 » ولى در اين مينياتور متاسفانه جزئيات امر ديده نمىشود و تنها نكتهء جالب در آن اين است كه بيمار ، كه يك مرد جوان است ، حتى پيراهن خود را نيز بيرون نياورده است . سرانجام بايد چند كلمهاى هم درباره تشنج كودكان مطلب نوشته شود از نظر عامهء مردم اين بيمارى مخصوصا آنهائى كه با دارو بهبودى پيدا نمىكردند در اثر چشم زدن عارض مىگرديد ، ولى بههرحال مشخص شده بود كه بچههاى چاق بيشتر از كودكان لاغر به اين بيمارى مبتلى مىشوند . در اين صورت احتمال زيادى وجود دارد كه منظور از آن حملههاى ناشى از راشيتيسم باشد . يك نوع تشنج ديگر هم وجود داشت كه براى اولين بار توسط پزشكان ايرانى مورد مطالعه قرار گرفته و توضيحاتى راجع به آن داده شده است . در كتب پزشكى دورهء صفويه اين بيمارى ام الصبيان ناميده شده است و منظور واقعى از آن مورد اختلاف نويسندگان و اطبا مىباشد به نحوى كه عدهاى آن را حمله و غش و گروهى هم تشنج بچهها دانستهاند . جرجيس بن بختيشوع اولين كسى است كه اين اسم را به كار برده است « 9 » و ما از طريق نوشتههاى رازى به اين امر واقف شدهايم « 10 » . رازى در كتاب حاوى مىنويسد : « جرجيس مىگويد كه ام الصبيان بيمارى است كه حتما با تب ناشى از مزاجهاى گوناگون شروع مىشود ، ادرار سفيد مىشود و كودك از گرمى كه در اعصابش پيدا مىشود بهبودى پيدا مىكند . اگر نشانههاى اين بيمارى در سال اول زندگى و با شدت بروز كند ، كودك بهبودى نمىيابد و مىميرد . بقراط در كتاب خود آن را « بيمارى خاص » مىنامد و منظورش اين است كه ابتلاى به آن در اثر حرارتى است كه از مغز ساطع مىگردد » . از نوشتههاى رازى چنين استنباط مىگردد كه اين دانشمند با بقراط همعقيده بوده و ام الصبيان را بيمارى مقدس كه همان صرع باشد مىدانسته است ولى من فكر مىكنم كه اگرچه اغلب آنها را به يك مفهوم مىگيرند پزشكان طراز اول آنها را از هم جدا مىدانند براى مثال نويسنده اكسير اعظم ( محمد اعظم خان - م ) مىنويسد : « جرجيس و رازى معتقدند كه گهگاه تشنجى خشك عارض كودكان مىگردد و مردم آن را ام الصبيان مىنامند » رازى صرع واقعى را در نتيجهء تشنج مرطوب مىداند و به اين ترتيب اختلاف بين دو نظريه فقط در علت موجبهء آن است . قديمىترين توضيح باقىمانده از اين بيمارى « رسالهء اطفال » رازى است كه در آن تيتر باب مربوط به اين بيمارى چنين است : « دربارهء برخى عوارضى كه ام الصبيان ناميده مىشود » و سپس در زير آن مىنويسد :
--> ( 8 ) - مينياتور شماره 80 ( 9 ) - حدود سالهاى 150 هجرى قمرى ( مترجم ) ( 10 ) - زيرا از نوشتجات خود جرجيس بن بختيشوع نوشتهاى كه اين لغت در آن به كار برده شده باشد باقى نمانده است ( مترجم )